نماز سئوگیسی


کودک و نماز

می‏خواهم نماز بخوانم

این آقا چرا اینقدر داد می‏زند؟! چه می‏گوید؟
داد نمی‏زند: اذان می‏گوید. یعنی به همه خبر می‏دهد که وقت نماز است. بیا با هم به مسجد برویم. اول نماز بخوانیم و بعد به خرید برویم.
 

 

نماز اول وقت راخدا بیشتر دوست دارد.
آخ، انگشتم! باید زود انگشتم را ببندم . نباید خون روی لباس‏هایم بریزد.
مادر ، لباس شما گلی و کثیف است. چه فرقی می کند که خونی هم بشود؟

 

 

اگر لباسم خونی بشود، دیگر نمی‏توانم با آن نماز بخوانم. ولی با لباس گلی می‏توانم. در هر حال بهتر است که وقت نماز خواندن، لباس‏هایمان نه خونی باشد و نه کثیف. خداوند تمیزی را دوست دارد.

 

 

رضا ببین موهای من پیداست؟ می‏خواهم نماز بخوانم.
موهایت پیدا نیست ولی چادرت آنقدر نازک است که دستها و پاهایت پیداست.

 

 

ببین خوب شد؟ حالا می‏توانم نماز بخوانم؟

 

 

چادرت خوب است، اما این بار موهایت پیداست!
حالا دیگر می‏توانم نماز بخوانم.



مامان بیا ببین علی تشکش را خیس کرده است.
مریم جان باید کمک کنی که زودتر فرش نجس را آب بکشیم .

 

 

مادر چه کار می کنی؟ این طوری که فرش بیشتر خیس می‏شود.
اگر آن را با آب تمیز نکنیم، نجس می‏ماند. آن وقت دیگر خدا دوست ندارد روی آن نماز بخونیم.

 

 

چرا جا نمازت را به این طرف پهن کرده‏ای؟!
امروز می‏خواهم رو به این طرف نماز بخوانم.

 

 

تو نمی‏توانی به هر طرف که می‏خواهی نماز بخوانی. تو باید فقط رو به قبله نماز بخوانی.
قبله‏ی همه‏ی مسلمان‏ها کعبه است کعبه در شهر مکه است.

 

 

بابا من وضو گرفتم. بعد به اذانی هم که گفتید گوش دادم. حالا می‏خواهم نماز بخوانم.
بابا نگاه کن! علی هم نماز می‏خواند.
نه پسرم. علی فقط خم و راست می‏شود.

 

 

او نمی‏داند که نماز یعنی چه. اما تو می‏دانی. می‏دانی که این کار را برای خدا می‏کنی و می‏دانی که اول باید کدام نماز را بخوانی.
بچه‏ها بازی را بگذارید برای بعد از نماز. وقتی در اول هر نماز الله اکبر می‏گویید، باید آرام بایستید و تکان نخورید.

 

 

وای! بابا زنبور را بکش! الان نیشت می‏زند.
مگر نمی‏بینی بابا برای رکوع خم شده است! او که نمی‏تواند زنبور را بکشد.

 

 

رضا درست می‏گوید، دخترم. در موقع رکوع نمی‏توانیم از حالت رکوع خارج شویم. در موقع حرکت‏های دیگر نماز هم نباید جا به جا بشویم.

 

 

رضا، چرا این طوری سجده می‏کنی ؟!

 

 

پسرم، وقتی نماز می‏خوانی باید حواست پیش خدا باشد. برای سجده کردن باید کف دستها، زانوها و نوک انگشت بزرگ پا روی زمین باشد.

 

 

من می‏خواهم بین دو نماز قرآن بخوانم. تو هم اگر دوست داری، برو بازی کن. برای نماز عشا صدایت می‏کنم.

 

 

عزیزم بلند شو برو سر جایت بخواب.
نه من می‏خواهم باز هم با شما نماز بخوانم .
پس زود برو دوباره وضو بگیر. چون خوابیدی وضویت باطل شده است.

 

 

مامان دیدی؟ رضا اول سجده کرد بعد به رکوع رفت! نمازش درست نیست.
حالا چه فرقی می کند؟ اصلاً تو به نماز خواندن من چکارداری؟

 

 

رضا جان خواهرت درست می‏گوید. تو نباید ترتیب نماز را به هم بزنی .

 

 

مهرم را بده

 

 

پسرم وقتی که نماز می‏خوانی نباید رویت را از طرف قبله برگردانی. باید آرام سر جایت بمانی و حرف هم نزنی..
حالا باید دوباره با هم نماز بخوانیم.

 

 

مادر چرا به مسجد می‏رویم؟
برای اینکه آنجا با مردم نماز جماعت بخوانیم.
مادر اینجا خیلی شلوغ است. برویم در خانه خودمان نماز بخوانیم.
نه دخترم، خدا نماز جماعت را خیلی بیشتر از نمازی که تنها می‏خوانیم، دوست دارد. او دوست دارد که ما کارها را با هم و در کنار هم انجام دهیم.

 

 

چرا آن آقا جلوتر ازهمه ایستاده است؟
آن آقا امام جماعت است. وقتی که او دست‏هایش را تا کنار گوش‏هایش بالا برد و بلند " الله اکبر" گفت، ما نمازمان را شروع می کنیم.

 

 
  

 

 انیمیشن آموزشی نماز  مخصوص کودکان

 

 

دانلودکنید

 

 

 

 آموزش تصویری نماز

 

 

 

 

آموزش قرائت صحیح اذان، اقامه و اذکار نماز

ترجمه و احکام عملی اذان ،اقامه واذکار نماز

  آموزش قرائت صحيح نماز(صوتی)

  آموزش قرائت صحيح نماز(تصویری)

 

 

 

 

 

 

 

اصول آموزش نماز به کودکان و نوجوانان

 

باید کودک را به مظاهر عمل و تکرار در این ظاهر انس دهیم تا باطن او شکل گیرد. تجارب و تعالیم علمی نشان داده اند، که حتی عمل ریایی در صورت تکرار در فردی تثبیت می‌شود. پس از تثبیت، می‌توان یک عمل ریایی را به صورت واقعی و بی ریا درآورد; به شرط اینکه نیت عمل را عوض کند.
این روش، بویژه درباره کودک مؤثر است. مثلاً، ممکن است کودک یا نوجوانی از طرف امام جماعت تشویق شود و خاطره‌ی خوشی در ذهنش شکل بگیرد. لذا، وی مدتی به خاطر همین تشویق، به مسجد می‌رود. پس از مدتی، جاذبه‌های معنوی مسجد و حالات نماز گزاران به هنگام نماز، این فرد را مجذوب خود می‌کند و او را فردی مذهبی بار می‌آورد.
این گونه، ما کودک را به تکرار ظاهر در عبادت سوق می‌دهیم، تا زمینه برای انس به عبادت، تثبیت عمل و ایجاد عادت، در او فراهم آید
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلّم ـ، بزرگ مربی مکتب اسلام، در زمینه‌ی آموزش نماز و تکرار آن برای نوه‌ی گرامی شان، حضرت امام حسین علیه السلام چنین رفتاری داشتند: «روزی حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلّم قصد خواندن نماز را داشتند. امام حسین علیه السلام در کنار جد بزرگوارشان بودند و قصد همراهی با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلّم را داشتند. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلّم تکبیر گفتند، ولی امام حسین علیه السلام نتوانستند آن را تکرار کنند. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلّم تکبیر دوم، سوم، چهارم، پنجم و ششم را گفتند. بالاخره، در هفتمین بار، تکبیر امام حسین علیه السلام صحیح ادا شد و نماز آغاز گردید». این شیوه رفتار نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلّم ـ، می‌تواند الگو و روش خوبی برای والدین و مربیان باشد. آنان باید همانند پیامبر عظیم الشأن اسلام صلی الله علیه و آله و سلّم ـ، مراحل رشد کودک را در نظر بگیرند و سعی کنند با صبر و حوصله، به نیاز فطری کودکان پاسخ مناسب بدهند.
هنر بزرگ والدین و مربیان این است که دنیای کودک را درک نمایند و بدانند که برخی از مسائل که ممکن است برای بزرگسالان خسته کننده باشد، برای کودکان لذت بخش است.
کودک از تکرار مکررات همچون خواندن و ذکر مکرر قصه‌ها و داستان‌ها اصلاً خسته نمی‌شود. اگر بیان این داستان‌ها با صوت خوش و ریتم و آهنگ مطلوب باشد، کودک کاملاً مجذوب و علاقمند می‌شود. در این باره، مادران بخوبی می‌دانند که بعضی قصه‌ها را صدها بار تکرار کرده اند، ولی باز هم کودک به آن علاقه نشان داده است.
لذا، توصیه می‌شود که والدین نماز را با حال مناسب و صوت و آهنگ موزون قرائت کنند، تا کودکان بیشتر به کلام الهی جذب شوند.در این باره، والدین می‌توانند به قرائت نمازهای علمای ربانی گوش دهند و آنها را ضبط کنند تا هم خودشان و هم کوکانشان، بهره مند شوند.

6ـ اصل آسان گیری در آموزش مسائل دینی

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم در مناسبت‌های مختلف، تأکید کردند: «دین اسلام آسان است و دینداری مشکل نیست. مبادا، افراد نادان بر خود سخت بگیرند. مبادا متولیان امور دینی، کاری انجام دهند که مردم تصور کنند دینداری مشکل است و با سخت گیری‌های بیجا، مردم را از دین فراری دهند.
«روزی پس از نماز، مردم اطراف پیامبر صلی الله علیه و آله و سلّم را گرفتند و از ایشان مسئله‌ای پرسیدند. چندین بار سؤال کردند: آیا فلان کار اشکال دارد؟
آن حضرت فرمودند: اشکال ندارد. ای مردم! دین خدا در آسانی است. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلّم این سخن را سه بار تکرار کردند.
پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلّم فرمودند: «خداوند اسلام را تشریع کرد، آن را آسان و گشاده قرار داد، و سخت و تنگ نگرفت.
وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم افرادی را برای تبلیغ و ارشاد مردم و آشنا کردن آنان با مبانی اسلام اعزام می‌کردند، یکی از مهمترین رهنمودهایشان این بود: «مژده بدهید، نترسانید، آسان بگیرید و سخت نگیرید.
در برنامه‌های جمعی و عبادات اجتماعی اسلام، روی موضوع خودداری از تندروی و سخت‌گیری و خسته نکردن افراد، عنایت خاصی شده است. اولیای گرامی اسلام، توصیه‌های فراوانی کرده‌اند که مبادا از رعایت حال و حفظ نشاط افراد غفلت شود، و از عبادات و مراسم اسلامی به جای جاذبه، علاقه و سازندگی تنفر، دافعه و فرار اشخاص حاصل آید.
به همین دلیل در احادیث متعددی، توصیه فراوان شده است که نمازهای جمعه و جماعات، نباید به گونه‌ای باشد که به خاطر طولانی شدن آنها حقوق ضعیفان، سالمندان و کودکان از بین برود.
در این باب، از سوی اولیای عظیم الشأن اسلام توصیه‌های فراوانی رسیده است که برای الگو قرار دادن عمل آن بزرگواران، مواردی را بررسی می‌کنیم.
انس بن مالک روایت کرده است: «نماز پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلّم از همه کاملتر و کوتاهتر بود.
معاذ پسر جبل که در یکی از مساجد مدینه پیشنماز بود، روزی در نماز جماعت سوره‌ی بزرگی را خواند. وی نماز را آنقدر طول داد، که مردی (پیرمردی) که در آن نماز جماعت شرکت کرده بود، در اثر خستگی و ناتوانی طاقت نیاورد، و نتوانست نماز خود را به جماعت و همراه معاذ به پایان برساند. از این رو، وی وسط نماز قصد فرادا نمود، نماز خود را تمام کرد، سوار مرکب شد و به سراغ کار خود رفت. وقتی خبر این گونه نماز جماعت خواندن به اطلاع پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلّم رسید، آن حضرت صلی الله علیه و آله و سلّم بسیار ناراحت شدند و دستور دادند معاذ را حاضر کنند. آن‌گاه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلّم با ناراحتی به او فرمودند: «یا معاذ، ایاک ان تکون قتانا» (ای معاذ! دیگر این طور نباشد که مردم را از نماز جماعت فراری بدهی، بلکه در نماز جماعت سوره‌های کوتاه را بخوان.
آسان‌گیری در مسائل دینی کودکان، از اهمیت مضاعف و بسزایی برخوردار است. در دوران خردسالی، در نماز به گونه‌ای عمل کنیم که کودک احساس جبر و خستگی نداشته باشد. نماز نباید برای او امری سنگین و کسل کننده شود. به مصلحت او است که نمازها، با ذکرها، رکوع و سجود خسته کننده و طولانی نباشد. حتی سفارش شده است که به خاطر چند کودکی که با شما به نماز ایستاده اند، آن را سریعتر بخوانید، و از برخی کارهای مستحبی صرف نظر کنید. هوشیار باشید که او کودک است و حال و روحیه‌ی شما را ندارد; بویژه که از بسیاری حالات و رفتار شما سر در نمی‌آورد و معنای عبارات شما را نمی‌فهمند.
میرزای نوری در مستدرک الوسائل می‌نویسد: «امام سجاد علیه السلام کودکانی را که نزد او بودند، وا می‌داشتند که نماز ظهر و عصر، و مغرب و عشا را با هم بخوانند. به آن حضرت اعتراض شد. فرمود: این عمل برای آنان سبکتر و بهتر است و سبب می‌شود که به خواندن نماز پیشی بجویند و برای خوابیدن و یا سر گرمی به کار دیگر، نماز را ضایع نسازند. و امام علیه السلام ـ، کودکان را به چیز دیگری غیر از نماز واجب دستورشان نمی‌دادند و می‌فرمود: اگر قدرت و طاقت بر خواندن نمازهای واجب داشتند، آنان را محروم نسازید.ابن قداح روایت کرده است که امام صادق علیه السلام فرمودند: «ما به فرزندان خود دستور می‌دهیم مادامی که در حال وضو هستند و مشغول کار دیگری نشده اند، نماز ظهر را با نماز عصر، و نماز مغرب را با نماز عشا بخوانند»[
بعضی والدین و مربیان که اصرار دارند از روی جبر و اکراه و بدون توجه به حال و روحیه‌ی کودک او را نماز خوان بار آورند، آنان ناخودآگاه لامذهب‌های آینده و افرادی عقده‌ای می‌پرورانند. چنین افرادی، در نخستین فرصتی که به قدرت و استقلالی دست یابند، دین و عبادت را ترک خواهندکرد. طبیعی است، مسئولیت چنین وضعی بر عهده‌ی کسانی است، که چنین زمینه‌ای را فراهم کرده‌اند .
دکتر احمدی در این باره نقل می‌‌کند: «شخصی را می‌شناسم که پزشک متخصص تغذیه است. او فردی است که عِرق ملی خوبی هم دارد و در آلمان زندگی می‌کند. وی می‌گفت: پدر من از متدینین سر شناس یکی از شهرهاست، و همه چیز او سر جای خودش است; نماز خواندنش، اعمال عبادی اش و... با وجود آن که در شهر سرد سیری بودیم، صبح‌ها ما را از خواب بیدار می‌کرد تا نماز بخوانیم. بعد، خودش در اتاق دیگری مشغول نماز خواندن می‌شد. ما تدبیری اندیشیدیم تا از وضو گرفتن در آن هوای سرد خلاص شویم. بنابراین، بدون آن که وضو بگیریم، در اتاقمان با صدای بلند در حالی که خوابیده بودیم نماز می‌خواندیم.
بعد از چند بار، پدرمان فهمید و با کتک ما را وادار کرد که وضو بگیریم و نماز بخوانیم. بعد از مدتی، ما یاد گرفتیم که این کار را بکنیم: برای وضو گرفتن می‌رفتیم، ولی وضو نمی‌گرفتیم. سپس، ما می‌ایستادیم و بلند بلند نماز می‌خواندیم تا نشان بدهیم که داریم نماز می‌خوانیم. بدین گونه، پدرم من، خواهران و برادرانم را وادار به نماز خواندن می‌کرد. و الان، هیچ یک از ما نماز نمی‌خوانیم .

7ـ اصل هماهنگی خانه، مدرسه و جامعه (مسجد، رسانه‌ها و...) در آموزش مسائل دینی.

یکی از عوامل مؤثر در تکوین شخصیت علمی، معنوی و جسمی کودک و نوجوان، ایجاد هماهنگی و همکاری مثبت و سازنده بین خانه، مدرسه و جامعه (مسجد، رسانه‌ها و...) است .
برای رسیدن به اهداف تربیت دینی و ترویج فرهنگ نماز، همکاری همه ارگان‌ها و نهادها بویژه نهادهای فرهنگی و تربیتی ضرورت نام دارد.
خانه، مدرسه و جامعه (مسجد، رسانه‌ها و...) در انجام دادن وظایف تربیتی و پرورش مسائل دینی، مکمل یکدیگرند.
پیوند و ارتباط نزدیک خانه، مدرسه و جامعه (مسجد و رسانه‌ها و...) با یکدیگر، در واقع پیوند استوانه‌های تربیت صحیح و منطقی است. امروزه، لازم است مدارس یک علاقه واقعی و باطنی، برای حضور مستمر و ارتباط نزدیک دانش آموزان با مساجد، در آنان ایجاد کنند. در این راستا، مدارس نباید فقط به ساختن نمازخانه‌ها اکتفا کنند. هر چند ساخت و توسعه نمازخانه‌ها اقدامی مثبت و ارزنده برای رسیدن به ارزش‌ها و مقدسات والای دینی است، اما هیچگاه جای مساجد و اثرات سازنده‌ی آنها را نمی‌گیرد.
لازم است، همه‌ی تلاش دست اندرکاران تعلیم و تربیت، بر این باشد که پیوندی واقعی نه ظاهری و صوری بین خانه، مدرسه و جامعه ایجاد کنند. با این گونه پیوند، هم خانه به فضایی اسلامی و آکنده از ارزش‌های معنوی تبدیل می‌شود و هم، مدرسه نقش سازنده و هدایتگری در زمینه‌ی ارزش‌های دینی می‌یابد. از این رو، با هماهنگی و یکسانی فضای حاکم و ارزش‌های معنوی و دینی در خانه و مدرسه، بسیاری از تعارضات و مشکلاتی که ممکن است برای کودکان در نتیجه‌ی ناهماهنگی بین خانه، مدرسه و جامعه ایجاد شود، بر طرف می‌گردد.
البته، این پیوند باید مستمر باشد; نه مقطعی و وابسته به شرایط خاص. چنین پیوندی، کاری گروهی و حرکتی اجتماعی را می‌طلبد. این گونه کارها، بس پیچیده است و با چند بار بردن دانش آموزان به مسجد و حضور فیزیکی آنان، نمی‌توان به نتایج مطلوب و رضایتبخش رسید.
فرهنگ انس گرفتن با مسجد و در رأس آن نماز به عنوان یک حرکت ارادی، آگاهانه و مستمر، باید از آغاز دوران کودکی در نظام تربیتی خانه، مدرسه و جامعه به عنوان یک اصل مهم تربیتی مدّنظر قرار بگیرد تا فطرت خداجوی کودک به گونه‌ای رشد و پرورش یابد، که هیچ عامل و شرایطی نتواند موجبات انحراف او را فراهم سازد.
در آموزش و پرورش قدیم، همه‌ی مسئولیت‌های تربیتی را مدرسه بر عهده می‌گرفت. در تربیت جدید، این حقیقت پذیرفته شده است که آموزش و پرورش مدرسه بدون همکاری آگاهانه و فعالانه‌ی خانواده، نتیجه‌ی مطلوبی نخواهد داد. دلیل چنین نگرشی آن است که کودک بیشتر اوقات فراغت خود را در خارج از مدرسه و اغلب در خانه و جامعه می‌گذراند. از آنجا که کودک از والدین و جامعه متأثر می‌شود، خنثی کردن اثرات محیط خارج از مدرسه در مدت محدود درسی، بسیار سخت و گاهی غیر ممکن است. در واقع، امروزه اگر خانواده، مدرسه و جامعه (مسجد و...) نسل جدید را به سوی یک هدف و روش واحدی سوق ندهند، نمی‌توان امیدی به پیشرفت دینی جامعه داشت. اگر این مثلث تربیتی (خانه، مدرسه و جامعه) در برنامه‌ها و روش‌ها هماهنگی لازم را نداشته باشند، در روند رشد دینی کودک و نوجوان اختلال به وجود خواهد آمد; که اولین عارضه‌ی آن، تعارض است. متأسفانه، باید اذعان کرد که فعالیت‌ها در این راستا، هماهنگ، همجهت و همخوان نیست. حتی در مواردی، ممکن است با فعالیت‌های موازی و گاهی مغایر، انرژی و توان یکدیگر را خنثی و کاهش دهند.
به طور مثال، بعضی خانواده‌ها اطلاعات چندانی از دین ندارند. از طرفی، مدرسه تکالیف سختی بر بچه‌های این گونه خانواده‌ها تحمیل می‌کند. این تعارض باعث می‌شود که نوعی دو گانگی در کودکان و نوجوانان به وجود آید.
نمونه‌ی دیگر اینکه، برخی خانواده‌ها که به مذهب توجه دقیق و لازم ندارند، در محافل و میهمانی‌ها بدون توجه به مسائل شرعی برای بچه‌هایشان لباس هایی انتخاب می‌کنند که با آن مجالس تناسب داشته باشند از سویی، اصرار مدارس بر این است که دانش آموزان پوشش و لباس مناسب با شرع بپوشند. در اینجا نیز اختلاف میان خانه و مدرسه، برای بچه‌ها تعارض به وجود می‌آورد
 

 



شناخت موانع اقامه نماز در نوجوانان

 

 

معاشرت با افراد ناباب یکی از مهمترین دلایل دوری از نماز است. دوستی و رفاقت با دیگران دارای حدود و ثغوری است که باید در پیمان دوستی از آن حد و مرز فراتر نرفت و لازمه پایداری و قوام دوستی حفظ آن حدود است.
اساساً اگر آن حدود نادیده گرفته شود، نوعی دشمنی است که در لوای دوستی ظاهر شده است و به خاطر عدم ملاحظه همین حدود است که برخی در قیامت با حسرت و ندامت و پشیمانی زیاد فریاد برمی آورند که: یا ویلتی لیتنی لم اتخذ فلانا خلیلا. «ای وای بر من! کاش فلان (فرد گمراه) را دوست خود انتخاب نکرده بودم» (بحارالانوار، ج۷۱ ص۱۷۳ روایت۱). او مرا از یاد حق گمراه نمود بعد از آن که آگاهی به سراغ من آمد.


تردید می توان گفت که مهمترین عامل در شکل دهی شخصیت آدمی بعد از تصمیم و اراده فرد، دوستان و معاشران او هستند، چون طبیعت انسان تأثیرپذیر است و بخش عمده ای از اوصاف اخلاقی و عقاید فردی را از دیگران که با او مصاحب و قرین اند اخذ می کند و این امری نیست که قابل کتمان باشد، چون حالت انفعالی و تأثیرپذیری هم از حیث علمی امر ثابت شده است و هم از جهت منطق دینی امری پذیرفته شده است. آن چه که دیدگاه دین را در این امر تبیین می کند، روایاتی است که در این خصوص وارد شده است.

علی(علیه السلام) در تأثیر همین امر می فرمایند:

«هرگاه امر کسی بر شما مشتبه شد و دین او را تشخیص ندادید به دوستانش نظر کنید، اگر اهل دین بودند او نیز پیرو دین خداست و اگر بر دین خدا نبودند، پس او هم نصیب و بهره ای از دین خدا ندارد».


به راستی که نقش دوست در سعادت و شقاوت انسان بسیار مؤثر است و غالباً اثر و نقش او از نقش و تأثیر خانواده و نزدیکان بیشتر و مهمتر است. پس باید در انتخاب و شناخت دوست دقیق و کوشا بود.


درمان فساد اخلاقی در حل این معضل اخلاقی، سالم نگه داشتن محیط خانواده از طرف والدین و اجتماع از جانب والیان امر و حاکم، و از بین بردن مقدمات گناه، شرط اصلی است. جوانان می توانند برای فاصله گرفتن و دوری از مفاسد اخلاقی که از راه های مختلف آنان را تهدید می کند و گرفتار نیامدن به دام های شیطانی، شیوه های مختلفی را اتخاذ نمایند و آن مشغول شدن یا سرگرمی به کارهای مختلف هنری یا فنی که آمادگی و استعداد انجام و رشدیابی آن را در خود می بینند. به عنوان مثال برخی از نوجوانان و جوانان شاید استعداد درس خواندن یا مطالعه کردن را نداشته باشند، اما آمادگی کارهای هنری یا ذوق امور فنی را دارند به اینان توصیه می شود که استعدادهای خود را به کار گرفته و ارتقاء بخشند، چه این که معطل گذاشتن ذوق و استعداد خاص فردی در حقیقت بزرگترین عامل رکود شخصیت انسان است.
به نظر می رسد که مفاسد اخلاقی معلول عوامل مختلفی که مهمترین آن ثروت و مکنت مادی، غرور جوانی و بیکاری است، می باشد، چنان چه آن شاعر عرب سروده است:


ان الشباب و الفراغ والجده مفسده للمراء ای مفسده

همانا که جوانی و بیکاری و سرمایه بدترین مفسده و فساد اخلاقی را ایجاد می کنند.
پس از شناخت این عوامل باید در رفع آن کوشید و طرق رفع و زوال آن علل، برای هر فردی با دیگران مختلف است. ممکن است کسی ذوق هنری داشته باشد و دیگری ذوق مطالعه، یکی شوق و خلاقیت در امور فنی داشته باشد و دیگری اشتیاق در رشته های ورزشی به هر حال هر که به خود رجوع کند می فهمد که به چه چیزی علاقمند است. پیدا کردن امر مورد علاقه و تعقیب نمودن آن یکی از بهترین و مهمترین رموز موفقیت و سربلندی انسان در زندگی است و بسیار زیبا فرموده اند مرحوم علامه محمدتقی جعفری که: «در هر سری شوقی است، عاشق کسی است که ذوقش را دریابد». چنان چه نوجوانی که در ابتدای زندگی اجتماعی، ذوق باطنی خود را پیدا نموده و آن را دنبال کند موفق است و این کلام پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) است که فرمودند: اعملوا فکل میسر لما خلق له.
«همه شما کار کنید و کوشش نمائید، ولی متوجه باشید که هر کس برای کاری که آفریده شده لایق تر است و آن را به سهولت و آسانی انجام می دهد.»

و نیز یکی از مهمترین وصایای پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به امتش این است که فرمودند:
علامه اعراض الله عن العبد اشتغاله بما لایعنیه. «نشانه روی گردانی خدا از بنده هایش این است که او را به چیزی مشغول نماید که به دردش نمی خورد».


پس مفسده و معضل اخلاقی غالبا از آن جا سرچشمه می گیرد که فرد بدون تأمل و اندیشه و جستجوی ذوق باطنی زندگی را سپری می کند و اگر به دنبال عملی می رود بدون مطالعه قبلی است و به همین جهت در میان دوستان گاهی خود را سرخورده و شکست خورده می بیند و در اثر آن به مفاسد اخلاقی مبتلا می گردد.
توجه و تفطن به این نکته بر همه نوجوانان و جوانان لازم است که خداوند علاوه بر نعمت نشاط و شادابی جوانی، نعمت و موهبت عقل و اندیشه و خلاقیت فکری هم به او عنایت فرموده است و اگر کسی از این نعمات الهی در مسیر زندگی استفاده نکند، در واقع برکات الهی را نادیده گرفته و کفران نموده است. این که در آیات و روایات تأکید شده است که نعمت های الهی را زیر پا نگذارید و قدر آن را بدانید منظور فقط سرمایه مادی نیست، بلکه سرمایه های معنوی هم مشمول نعمت الهی است. انسان همان طور که نباید سرمایه مادی را کفران نماید، سرمایه معنوی را هم نباید نادیده بگیرد. نادیده گرفتن و کفران سرمایه معنوی به این است که انسان استعداد الهی خود را به کار نگرفته و از آن بهره برداری نکند.


عدم استفاده از استعداد سرشار جوانی موجب انحرافات رفتاری و مفاسد اخلاقی است و نتیجه آن عقاب و عذاب الهی است که خداوند وعده آن را داده و فرموده است: «لئن کفرتم ان عذابی لشدید» « اگر نعمت الهی را کفران نمائید مجازات و عذابم شدید است».


پس بیائیم با حفظ و جهت دهی از این در گرانبهایی که در دست داریم خویشتن و جامعه اسلامی خود را تعالی بخشیم و اندیشه پاک و حیات با نشاط جوانی که دو ابزار مهم ارتقاء انسانی اندرا با آمیخته کردن به افکار غیردینی و اعمال زشت اخلاقی از کف ندهیم.


الگوگیری و اسوه قرار دادن حیات جوانی بزرگان دین و مطالعه زندگی، یعنی گذشته آنان حال یا آینده ماست.
کلام گوهربار علی(علیه السلام) مؤید همین مطلب است که فرمودند: «هر کس که اعمال خود را بر پایه تجربیات محکم و استوار سازد از سقوط و تباهی به سلامت خواهد بود.»


پس تجربه های دیگران علم و دانش مؤثر و مفیدی است که انسان را از معضلات و مفاسد اخلاقی نجات می دهد و عاقلان و خردمندان کسانی هستند که از تجربیات زندگی پند گیرند

.
در این بخش به بررسی مسئله «بهانه مزاحمت های نماز» در امور شخصی می پردازیم. کسی که نماز را مزاحمی برای اعمال و کارهای روزمره شخصی بداند از دو حال خارج نیست یا ناشی از عدم آگاهی و جاهل بودن به موقعیت نماز و جایگاه آن در دین است که تصور می کند نماز با سایر تعالیم دین یکسان بوده و با بقیه احکام اسلامی فرقی ندارد و یا به خاطر ایجاد بهانه در ترک آن است که می خواهد آن بهانه را به عنوان دلیل نمایان سازد که هر دو جهت مردود است. بطلان تصور اول به این است که نماز برترین جایگاه را در دین دارا بوده و هرگز در عرض سایر احکام دین نیست. در برخی از تعابیر، معصومین(ع) نماز را عصاره دین و بلکه تمام دین به شمار آورده اند، چون همه دین در نماز متجلی است.
و بطلان تصور دوم به این است که طبیعی است هر کس برای انجام عمل یا ترک آن سعی دارد که دلیلی داشته و انجام و ترک هر کاری را بدون علت انجام ندهد، چون هیچ کاری بدون علت نیست.


البته اگر سؤال شود که اقامه نماز که جنبه ایجابی و عملی دارد نیاز به دلیل دارد، ولی ترک نماز چیزی نیست که جنبه عملی داشته باشد تا نیازمند دلیل باشد؟ پاسخ ما این است که چون نماز حکمی است که از بنده خواسته شده و جزو واجبات به حساب آمده اگر کسی آن را ترک نماید، باید دلیل اقامه کند، نه کسی که آن را انجام می دهد. و امور زیادی در دین وجود دارد که جنبه سلبی آنها و ترکشان نیازمند دلیل است، مثل این که در قیامت از انسان سؤال می شود تو که سالم بودی چرا روزه نگرفتی؟ چرا تو که مستطیع بودی به حج نرفتی؟ تو که سرمایه داشتی چرا خمس و زکات ندادی؟ همه این ها جنبه سلبی دارند و ترکشان محتاج دلیل است، نه انجام آنها.


این جاست که افراد به بهانه ای تمسک می جویند و تلاش دارند که آن بهانه های واهی و خیالی را به عنوان دلیل ترک عمل خود ارائه نمایند و حال آن که خود می دانند که اینها بهانه ای بیش نیست.


معمولا عادت بشری بر این است که بهانه تراشی کند و تنبلی و سستی در هر کاری را توجیه نموده و اعتذار بطلبد و این عذر و بهانه ها دلیل و نشانه عدم تمایل یا سستی اراده اوست.

 

 

عوامل موثر در گرایش نوجوانان و جوانان به نماز:

 

1-خانواده:

آموزش نماز و پرورش روحیه مذهبی مناسب برای اقامه آن . ابتدا از خانواده شروع میشود و خانواده نقش مهمی در انتقال فرهنگ نماز از خود بروز میدهد . آنچه در مورد فرزند در گرایش به نماز مهم است . وجود انگیزه است و آنچه در تربیت و آموزش نماز اهمیت دارد روح معنوی نماز به اعماق دل اوست .نه تحمیل شکل و قلب او. زمانی آموزش نماز به توفیق می انجامد و قرین موفقیت میشود که با احسا س خوشا یند همراه باشد ربدیهی است زمانی که نوجوان در معرض یادگیری و آموزش احکام و عبادات قرار دارد. لازم است از قبل برای این موضوع زمینه سازی شود تا همراه آموزش . احساس خوشایند در او ایجاد گردد و به این ترتیب .نتیجه ی مطلوب به بار آورد در این صورت تقویت چنین گرایش فطری نیز بسیار آسا ن وطبیعی خواهد بود زمانی نوجوان الگوهای رفتاری مطلوب خویش را در موقعیتها و شرایط مختلف زندگی در رفت و آمدها میهمانیها و برخوردهای بستگان و دوستان و از جمله حضور آنان در صفوف نماز جماعت مشاهده میکند احساس شادمانی شوق و شعف سراسر وجودش را فرا می‌گیرد و عمیقا"نسبت به رفتار آنها کنجکاو میشود و از آنان الگو میگیرد.

 

2-مدرسه:

در مدرسه نیز هنگامی که نوجوانان وجوانان در موقعیتهای مختلف اوقات تحصیل و هنگام شنیدن اذان مشاهده میکنند که معلمان و مربیان بی هیچ تکلفی مشتاقانه به سوی نماز می شتابند در احساس همانندسازی به شوق و رغبت در می‌ایند و به اقامه نماز گرایش فزونتری پیدا میکنند هر قدر شخصیت الگوهای تربیتی و پرورشی برای دانش آموزان محبوب و دوست داشتنی باشد تاثیر پذیری آنها افزایش می یابد روشن است که هرگز نباید به اجبار و تحمیل و فشار دانش آموزان را به انجام فریضه نماز وادارکنیم در عوض شایسته است بیش از هر چیز جاذبه های رفتار خود را در بیان ارزشها با فراهم کردن مقدمات نماز افزایش دهیم اگر چنین فضایی در مدارس حاکم باشد روحیه معنوی دانش آموزان افزایش می‌یابد و در نماز خانه مدرسه ارتباط شوق آمیز همسالان گسترش پیدا میکند.

3-رسانه ها:

رسانه‌ها فن آوری عظیمی هستند که دنیای ما را به تسخیر خود در آورده اند و پس از خانه و مدرسه از دیگر عوامل تاءثیر گذار برروح کودک و نوجوان هستند رسانه ها از نخستین دوران زندگی تا پایان حیات انسان به عنوان عامل آموزنده و تاءثیر گذار نده بسیار قوی نقش دارند بنابر این در تهیه . تولید و پخش برنامه از طریق رسانه ها برای کودکان و نوجوانان باید بسیار دقت کرد و برای این مسئله مهم یعنی آموزش و پرورش احساسا ت و گرایشهای دینی بویژه نماز بیشترین اهمیت را قائل شد رسانه جمعی یکی از عوامل موءثر و مهم زندگی است و باید با خواست و ارزشهای معنوی خانه و خانواده و جامعه همسو وهماهنگ باشد تا بتواند گرایش به نماز اول وقت را در نوجوانان و جوانان زنده نگه دارد.

 4-نتیجه گیری :

برای رسیدن به روح و پیام معنوی نماز و درک فضلیت وقت نماز تاکید بر ضرورت ایجاد نظمی متشکل از خانه مدرسه و رسانه به صورت مجموعه‌ای هماهنگ و حرکت کننده در یک جهت واحد امری است منطقی و اجتناب پذیر مینمایدباید این مجموعه به هم پیوسته برای انتقال فرهنگ نماز هماهنگ و از همه بالاتر همدل باشند اگر شیوه های تربیتی مربوط به نماز و برنامه‌های زمینه ساز و جانبی اوقات فراغت در خانه مدرسه و رادیو و تلویزیون متناقض باشندکودکان و نوجوانان به شکل صحیح به نماز گرایش پیدا نخواهند کرد و روح حقیقی نماز در وجود آنان تحقق نخواهد یافت.

 منابع :

نهج البلاغه/تفسیر المیزان . تالیف سید محمد حسین طباطبایی

 

 

کودکان ونماز

 

نماز كودكان را سرسري نگيريد


    نماز از اركان متعالي و از رشته هاي مستحكم ارتباطي ميان صانع و صنع در دين مبين اسلام است. ارتباط اهل راز با خداوند، از خود دور شدن و به خداوند نزديك شدن، همه و همه با انجام مراسم ويژه اي به نام نماز امكان پذير است. اگر انسان بداند نماز چيست؟ آثار و نقش آن در زندگي بشري چگونه است؟ تفاوت انسان نماز گزار با انسان كاهل يا تارك نماز چيست؟ و نيز بداند كه انسان مي تواند هويت اصلي خويش را در ارتباط با معبود منسجم و آن را دريافت كند. غفلت از نماز را يك خسران مادي و معنوي مي داند.
    آري، نمازگزار خود را در دنيا بدون تكليف و سرگردان نمي داند و با انديشه در اهداف زندگي، مشغول برنامه ريزي براي آينده مي شود. اعتقاد به خداوند را به عنوان حلال مشكلات براي رسيدن به آرامش در بحران مي داند آن را تجربه و درك مي كند. از سوي ديگر بي توجهي به نماز از سوي محيط و نيز خود فرد، روح طغيان گر و عصيان گر را تقويت مي كند و سهل انگاري در ديگر امور را نيز خوب مي داند. پيامبر اكرم(ص) مي فرمودند: «كودكان خود را از كودكي به نماز وادار كنيد.» و امام صادق(ع) نيز مي فرمودند: «پيش از اين كه محوري گمراه كننده بر فرزندان غلبه كند آنها را با جريان هاي ديني آشنا كنيد.» و هم آن كه ايشان فرموده اند: «از سنين ميان ۶ تا ۷سالگي، كودك را به نماز وادار كنيد و در ترك آن، او را مؤاخذه كنيد.»
    اين دستورات، اهميت دوره نوجواني و كودكي را در شكل گيري هاي مذهبي و اجتماعي يادآوري مي كند. ميان زندگي اجتماعي و سياسي انسان و زندگي معنوي و فردي او تعاملي عجيب وجود دارد. به طوري كه بي نمازي يك نوجوان يا جوان مي تواند در دزدي، رشوه خواري و نيز اعمال ناهنجار اجتماعي مؤثر باشد و انجام اين رذايل نيز بر حيات نماز و روحانيت آن، تأثير متقابل دارد.
    اسلام بيش از ۱۴قرن پيش، پرچم هدايت بشريت را به دست گرفته، آنها را كه خواستار سعادت هستند به زير لواي خود فرامي خواند. اكنون كه در كشور ما نواي اسلام سر داده مي شود و به بركت اين آئين مقدس، قدم در راه رقابت هاي جهاني مي گذاريم، چرا برخي از افراد به ويژه جوانان به رفتارهاي ديني از جمله نماز، كم رغبتي نشان مي دهند! چه علتي موجب نفوذ بي رغبتي واجباتي نظير نماز در دل جوانان و نوجوانان مي شود!
    در اين مقاله به بررسي آثار تبليغ كلامي صرف در دو حيطه خانواده و جامعه مي پردازيم.
    ۱- خانواده
    خانواده نهاد مقدس و امني است كه هر جامعه اي راسازمان دهي و پي ريزي مي كند و سلامت و سعادت هر جامعه به داشتن كانون گرم و سالم خانواده بستگي دارد. انتقال ارزش هاي اخلاقي و ديني در هر جامعه در وهله اول به عهده خانواده است. در خانواده اي كه ميان والدين و فرزند، ارتباط فرهنگي، متزلزل مي شود، فرزندان اين خانواده دچار بي هويتي فرهنگي و سردرگمي مي شوند. عوامل اجتماعي زير مي تواند تبليغات مثبت براي گسترش و تعميق نماز در جامعه را كم اثر كند :
    الف - اعتقاد نداشتن به تدين
    درخانواده هايي كه در آن ها مقوله اي به نام دين هويت ندارد، اگر فرزندي وجود داشته باشد چه انتظاري مي رود كه برخلاف فكر و انديشه پدرومادرش به اموري نظير خدا، قيامت و ... معتقد شود. عضو اين خانواده از جمعيت نمازگزار، قيام، سجود و ركوع شان لذت مي برد ولي باز پايش در رفتن مي لنگد. انساني كه معتقد به خدا و قيامت نيست لزومي نمي بيند كه شبانه روز چند نوبت نماز بخواند يا روزه بگيرد و به فكر جواب دادن به پاسخ و پرسش هاي قيامت هم نيست. پدر و مادر بي ايمان و بي اعتقاد كانون اصلي پرورش فرزندان بي اعتقاد هستند.
    ب - توجه نكردن به مقوله تربيت اخلاقي
    چه بسيار والديني كه به تربيت جسمي فرزند اهميت مي دهند اماچشم از تربيت ديني فرزندان خود پوشيده اند و اعتقاد دارند كه فرزند بايد آزاد باشد. پيامبر اكرم (ص) در اين باره فرموده اند: «بدا به حال بچه هاي دوره آخرالزمان از دست پدر و مادر ايشان، به خاطر اين كه پدر و مادرها به فكر دنياي بچه هايشان هستند اما به فكر آخرت آنها نيستند، به فكر تأمين آتيه براي اولادشان هستند، اما به فكر تربيت صحيح، ادب و دين آنها نيستند.» بعد فرمودند: «من بري هستم از اين گونه مردم و آنها هم از من بري هستند.» بنابراين هسته اوليه علت بي رغبتي جوانان، ريشه در نحوه نگرش پدر و مادر بر جنبه هاي رفتارهاي ديني دارد.
    از سوي ديگر والديني هستند كه خود، عبادات كاملي دارند اما لزومي نمي بينند كه آنها را به فرزندان منتقل كنند و معتقدند كه هركس در آخرت، خود جوابگوي اعمالش است. اين دسته از والدين نه فقط دنيا و آخرت فرزندان را تباه مي كنند بلكه آخرت خود را هم نابود مي كنند.
    پ - آشنا نبودن با ابزارهاي كنترل
    خانواده هايي هستند كه خود دين دار و معتقدند و فرزندان متديني نيز دارند اما پس از آموزش احكام، آن ها را به حال خود رها مي كنند. مشغله كاري و امور منزل و اداره موجب اين شكاف ارتباطي مي شود. در اين شرايط عضو خانواده به دور از چشم والدين دستخوش آلودگي مي شود. والدين بايد با دلسوزي و نظارت مستمر، عقايد و اجراي فرايض الهي را در افراد ريشه دار كنند بنابراين تذكر مداوم كه آن هم داراي شرايط خاص است مي تواند آموزش فرايض ديني از جمله نماز و مناجات را بهينه كند.
    ت - سخت گيري و خشونت
    زير فشارهاي شديد و كتك قراردادن بچه ها از سوي خانواده ها، سرخوردگي زيادي نسبت به اعتقادات ديني به وجود مي آورد، اين احساس ناخوشايند براي اقامه ي مناسك ديني ايجاد شده تا جواني و بزرگسالي ادامه پيدا مي كند. امروزه بيش از هر چيز به ابزارهاي رواني و اجتماعي جذاب، ساده و مؤثر براي اقامه نماز نياز داريم آيا فردي كه با آرامش و منطق به نماز خوانده مي شود فردا كه لذت عبادت را چشيد به نوافل نخواهد پرداخت؟!
    ث- آموزش نادرست والدين
    به طور مطمئن خانواده هاي مسلمان با آموزش ناصواب فرزندان درباره نماز قصد ستيز با دين را ندارند اما ناخودآگاه به دين ضربه مي زنند. بويژه در آموزش دين و دينداري نبايد خرافات و عرف را بر احكام دين و روش هاي منطقي ارجحيت داد.
    با جوانان نبايد زياد از عقوبت و عذاب صحبت كرد بلكه بايد، بيش تر از ثواب و پاداش هاي شيرين گفت تا جوانان و نوجوانان جذب نماز شوند.
    ه- رفتارهاي نادرست
    بداخلاقي، بدزباني و نقاط ضعف رفتارهاي ديني خود را بيان كردن، موجب گريز از دين مي شود. والديني كه نماز را هروقت كه كارشان تمام شد، مي خوانند و حتي به ظاهر پوشش خود در وقت نماز اهميت نمي دهند، چگونه مي توانند نوجوانان و جوانان را تحت تأثير مسائل مذهبي قرار دهند؟
    ۲ـ جامعه
    الف. الگوسازي غلط
    برخي از گروه ها، رسانه ها و مطبوعات يك سويه عوامل بيگانه را الگوسازي مي كنند.
    زماني كه انديشه غربي به جاي انديشه اسلامي تبليغ شود جوان در عمل دچار تزلزل مي شود و شايد به سمت اعتقادات غربي هم سوق پيدا كند.
    ب. مبلغ نماها
    انسان هاي رياكار به دنبال جاه و مقام اجتماعي در لباس شيادي، بلاو ضربه اي به دين وارد مي كنند كه امروزه از اين نقطه، ضربات مهلكي به دين وارد شده و مي شود. زماني كه اعمال و عبادات در جامعه توأم با تظاهر است، روح نداشته و به دل و جان نمي نشيند. نتيجه اين تظاهرها و شيادي ها، بي تفاوتي و خستگي طالب دين مي شود.
    پ. نارسايي مكان ها و امكانات برپايي نماز
    طولاني بودن برنامه نماز، فقدان امكانات وضو گرفتن و همه عواملي كه به نمازخانه و غيره مربوط است بر اقبال نداشتن جوانان به نماز مي افزايد. آموزش و تربيت ائمه جماعات و تغذيه آنها به طور مداوم از نظر آشنايي با علوم دين و نيازمندي هاي نماز و بكارگيري امامان جماعت آگاه، با قرائت صحيح به جذابيت نماز كمك فراوان مي كند.
    * راهكار مناسب
    علاوه بر شركت اساتيد صاحب نام و صاحب شهرت در نمازهاي جماعت، ارائه پاسخ هاي علمي و قانع كننده به سؤالات مذهبي نمازگزاران، آگاهي بخشي به نمازگزاران درباره فلسفه نماز، عامل بودن توصيه كنندگان به نماز، بيان زندگي بزرگان دين و احياكنندگان نماز در طول تاريخ، اجتناب از روش هاي خشن، توبيخ، تنبيه، تهديد، تمسخر و غيره در امر نماز، اجتناب از اجبار و جلوگيري از ريا در فرهنگ نماز، استقبال پرجاذبه از نمازگزاران در مساجد به ويژه جوانان و گوش دادن به حرف هاي جوانان در مساجد مي تواند براي حذف آثار منفي تبليغ كلامي صرف براي نماز مؤثر باشد.
    جوان به علت برخورداري از حس كنجكاوي و دقت نظر شديد، همواره محيط اطراف خود را زيرنظر دارد. چنين فردي به خاطر دقت و تيزبيني نسبت به محيط اطراف و رفتارهاي اطرافيان، جايگاه خود و نحوه برخورد با پديده هاي اجتماعي را طراحي مي كند. مواجهه با دوگانگي در رفتار و كردار برخي مبلغان يكي از مهم ترين عوامل دلزدگي جوان از دين و دين داران است. دعوت به ساده زيستي، عدالت، سلامت اخلاقي و مالي، پرهيز از دروغ و تهمت و حسادت از جمله تعاليمي است كه معمولاً برخي از مبلغان به آن نمي پردازند.
    عمل گزينشي به تعاليم ديني و ملاحظه منافع شخصي و گروهي در حوزه سياست و اقتصاد تأثيري عميق در نگرش نمازگزار بويژه جوان به دين دارد. بنابراين بايد تلاش كرد كه با ارائه الگوهاي عملي مناسب، از انحراف فكري آنها جلوگيري كرد و به آنان آموخت كه حساب دين داران و متوليان امر دين را نبايد با دين يكي كرد.
    
    منابع و مآخذ
    ۱ـ نقش نماز در هويت يابي انسان مسلمان، عباس ملاتقي، نشر ستاد اقامه نماز، چاپ اول، ۱۳۸۰.
    ۲- تجلي نماز در نهضت عاشورا، عباس ملاتقي، نشر فردابه، چاپ اول، ۱۳۸۶.
    ۳ـ تربيت فرزند از نظر اسلام، استاد حسين مظاهري.
    ۴ـ تاريخ اسلام (دانشگاه پيام نور) كليه رشته ها به غير از الهيات، دكتر علي اكبر حسيني، فصل سوم.
    ۵ـ اصول كافي، ثقة الاسلام كليني، ترجمه و شرح رسولي.
    ۶ـ وسايل الشيعه، شيخ محمد حر عاملي، جلد ۳.
    
    
    
    
    
     عباس ملاتقي

نسرین جمالی | 0:16 - یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390



اسلایدر